|
شنبه 11 / 7 / 1398برچسب:, :: 9:2 بعد از ظهر :: نويسنده : ابراهیم
در گذرم از تمام (خوبی ها) به وصال تو چشم دوخته ام ... ای تمام نا امید من ! ای که تیغ دستانم تا گلوی تو به مساحت یه مرگ هست ! مرا دریاب و کمی به وسعت عمرم شادی ببخش. ای که در عذاب کفر (تو) سوخته ام ، اندکی به احساس مرده ام ایمان بده. تو را به التماس خودم، تو را به این نیاز برهنه ام ، اندکی هم برای (تمام من) لخت شو....!! نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |